ســـــــونو ان تی ...
سلام وروجک مامان سرت رو درد نیارم و برم سر اصل مطلب یکشنبه 21 بهمن 1392 رفتیم مطب آقای دکتر سعید خسروی برای سونو ان تی ... قبلا هم تو هفته نهم برای شنیدن صدای قلب خوشگلت رفته بودیم پیششون ... یادته که ؟ نوبتمون ساعت 3.5 بود اما حدودای 5 بود که رفتیم تو از بس مطب شلوغ بود ، مثل همیشه ... منم اینقدر دل تو دلم نبود و برای دیدنت ، یا بهتر بگم سالم دیدنت ، استرس داشتم که هر دقیقه برام مثل یه ساعت میگذشت ... این روزا هم همونطور که میدونی مامان عاشق شربت گلاب شده!!!!!!!!!!! چیزی که هرگز دوست نداشتم! ... پس یه بطری شربت گلاب خنک و خوشمزه درست کردم و با خودم بردم ... هم شیرین بود و باعث میشد شما بیدار بشی تا دکتر...


